السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

308

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

وجود خارجى بر معلول ، تقدم دارد . و اگر معلول وجودش ذهنى است علت هم به وجود ذهنى بر معلول ، مقدم است . لذا تقدم اجزاى ماهيت بر ماهيت ، ذهنى است همچون خود ماهيت . و چون وجود واجب ، وجود خارجى است اگر براى او ماهيتى فرض شود كه آن ماهيت ، وجود به آن واجب مىدهد بايد آن ماهيت كه علت وجود است بر وجود معلول تقدم بالوجود در ظرف خارج داشته باشد . و تقدم ماهوى با قطع نظر از وجود خارجى براى او نمىتواند ماهيت را علت وجود او قرار دهد . و اگر براى ماهيت ، تقدم ماهوى قائل باشيم نه « تقدم بالوجود » ، آن ماهيت صلاحيت علت قرار گرفتن در خارج را نخواهد داشت . استدلال دوم بر عدم ماهيت براى واجب تعالى متن حجة أخرى : كلّ ماهيّة فإنّ العقل . . . بالذات لا ماهية له وراء وجوده الخاصّ . ترجمه دليل ديگر : « 1 » عقل انسان براى هر ماهيتى با توجه به ذات آن ، تجويز مىكند كه براى آن ، علاوه بر افراد موجود ، افراد بىنهايت ديگر موجود شود و هر فردى كه از آن موجود نشده ، به جهت امتناع بالغير بوده‌است ؛ زيرا اگر امتناعش ذاتى بود هيچ فردى از او نمىبايست موجود مىشد . اينك اگر اين موجودى كه براى او ماهيت فرض شده ، واجب بالذات است طبعاً ماهيت او كلى بوده و براى او علاوه بر افرادى كه موجودند افرادى مىتواند باشد كه اكنون معدوم مىباشند ، ولى جايز الوجود هستند و امتناع بالغير پيدا كرده‌اند . و بديهى است كه امتناع بالغير با وجوب بالذات جمع نمىگردد . و از پيش گذشت كه هر واجب بالغيرى ممكن است . نتيجه حاصل مىشود كه براى واجب بالذات ، ماهيتى وراىِ وجود خاص او نيست .

--> ( 1 ) . ر . ك : تلويحات ، ص 34 - 35